در این بیست و اندی سال کمتر کاری را بدون دلیل انجام دادم، نوشتن هم یکیش، دلیل می خواد که من کم پیش میاد داشته باشم. با قلم نوشتن کلا از یادم رفته، جز مینوت نامه های اداری، که هیچ درکی از لزوم با خودکار آبی بودنش ندارم، و جزوه های درسی، چیزی را با قلم نمی نویسم، ما بقی نوشتنم هم در تایپ تحقیق خلاصه می شه، این سه تا هم که فقط آبروی نوشتن برده. به همین دلیل فکر کردم یه جور دیگه بنویسم، یعنی واقعا بنویسم، برای این که گفته باشم و نوشته باشم، گیرم که نه با قلم که با کیبورد. از اون جایی که وبلاگ نویسی کار بچه دبیرستانی ها (با معذرت از تمام دبیرستانی ها و وبلاگ نویس ها) می دونستم، این کار خیلی دیر به فکرم رسید، ولی به هر حال تا وقتی که چیزی به نام فضای مجازی وجود داره ماهی تازه است.
نام وبلاگم گذاشتم کورسو، دلیلش تمام حرفایی که گفتم، این جا را منفذی می دونم برای برقراری ارتباط با عالم ماکان، برای فراموش نکردن این که من هم مثل خیلی ها هستم، گیرم به اندازه پرتو نور سیاه در تاریکی مطلق. خلاصه اینکه این سیاهی ناظر بر شکل قضیه است و نه ماهیتش و اصلا قصد غرغر کردن و سیاه نوشتن ندارم، (اگرچه برای این کار دلیل کافی وجود داره).